محمد تقي جعفري
167
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
طرفدار آنست و ابن ملجم از آن حق و حقيقت منحرف است . پس اين كه راسل و امثال او چه پيش از او و چه بعد از او ، مىگويند : خداجوئى و گرايش به مذهب معلول ترس و ناتوانى و بدبختى است ، با نظر به خود واقعيت مذهب نبوده ، بلكه با نظر به عوارض يا فوايد آن مىباشد . 7 - اين عبارت آناتول فرانس را دقت فرمائيد : « قدرت و نيكوكارى اديان است كه به آدمى علت وجود و عواقب كار را تعليم مىدهد ، وقتى كه ما اصول عقايد فلسفى الهى را طرد نمائيم ، چنان كه تقريباً ما همه در اين عصر علم و آزادى فكر ، چنين مىكنيم ، وسيلة ديگرى باقى نمىماند كه بدانيم چرا به دنيا آمدهايم و بچه كار بدين جهان قدم گذاشتهايم . . . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه خود اين سؤال كه « چرا به اين دنيا آمدهايم و بچه كار بدين جهان قدم گذاشتهايم » هيچ پاسخى جز اعتقاد بيك حكمت عالى كه از حكيم مطلق در اين جهان بوجود آمده است ، ندارد . يك نگاه دقيق به ترس و رابطهء آن با مذهب چنان كه در كتاب « توضيح و بررسى مصاحبهء برتراندراسل - وايت » گفته شده است : ترس يك پديدهء روانى مشخصى است كه علائم و آثار فيزيولوژيك خاصى را در بدن نمودار مىسازد كه در مباحث روانى مطرح و بررسى ميشوند و ترس را مىتوان به اين نحو توضيح داد كه در هنگام يقين يا احتمال فقدان يا نقص توازن و تعادل طبيعى يا روانى ، پديدهء ترس نمودار مىگردد . البته مىدانيم كه اين تعريف پديدهء ترس را كاملا روشن نمىسازد ، ولى اين نقص تعريف مخصوص به پديدهء ترس نيست ، بلكه در همهء پديدهها و فعاليتهاى روانى وجود دارد ، زيرا ما در هنگام بررسى آن پديدهها و فعاليتها با نمودهاى فيزيكى داراى رنگ و شكل و كميت و ديگر نمودها روبرو نيستيم ، حالا بايد ديد آيا اين كه
--> ( 1 ) باغ اپيكور - آناتول فرانس ص 31